تبليغاتX
ايستادن، بيرون از پناهگاه تو - ایمان . ، ! ؟
ایمان . ، ! ؟
این مطلب رو دوست خوبم (؟)  با وبلاگ معضلی برخاسته (خواسته!!!) از جهنم لطف کرده و واسم فرستاده تا من رو از این معضل بی مطلبی نجات بده. یاد بگیرید!
گاهی اونقدر عاشقم که
از بی تفاوتی تو
از ته دل با گریه می خندم
بر ساده لوهیم .
ولی من ایمان دارم
پس این منم که باز به سویت بر می گردم
با دانش بر انکار تو .
تو هم روزی خواهی خواند
چرا که من سالهاست بی صدا تو را می خوانم .

از صدای تنهایی صدای بلند تر سراغ داری برای گوشهای ناشنوا ؟

پ.ن۱: حالا شبا چه جوری بخوابم؟ تا نگی بخواب

پ.ن۲: یعنی من قبول میشم؟ یعنی میشه؟ خدا بزرگه آیا؟

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت11:12توسط ترامونتانا |