تبليغاتX
ايستادن، بيرون از پناهگاه تو
کنعان
لوکیشن: داخل ماشین

کاراکترها بهرام رادان در نقش علی، افسانه بایگان در نقش آذر.

آذر: پس تو هم معماری؟

علی: نه بابا! می بینی که...من همون ۱۵ سال پیش که بچه ها ازدواج کردن دانشکده رو ول کردم!

آذر: چرا؟!

علی همونطور که دستش رو روی دهنش می ذاره از شیشه بیرون رو نیگاه می کنه و هیچی نمی گه...

موسیقی: صدای ویولن، ویولنسل، پیانو بالا میاد.کات

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فیلم فوق العاده ای بود.این صحنه جون آدم رو در میاره.مو رو تنم سیخ شد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت11:31توسط ترامونتانا |
سرگذشت یک الاغ نفهم
همه چیز با آتیش یه سیگار مونتانا روشن شد و با سوختن آینده ی یک کُره تموم!
سونوگرافی ماه ششم، یه جهش ژنی رو نشون میداد...

سه ماه بعد، فهميدند كه:
                                    "خرشون از کُره گی دم نداشت"

پ.ن: دیروز یه سگ دیدم که دم نداشت، یه معتاد هم نشسته بود و نازش می کرد.
+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت22:36توسط ترامونتانا |